قالب پرشین بلاگ


بهشت هفتمین
اشعارقهارعاصي

 

 

شكوفه

شكوفه پاسخ شلاقي هاي سرماييست
شكوفه تهنيت روزهاي بارانيست
كه شاخسار درختان قحط  ساليهاش
براي چلچه هاي غريب ميخوانند
شكوفه آبله كو بيست دست هايي را
كه از نيايش خورشيد باز آمده اند
من از بهار، چه گويم
من از خرابه ، چه آب و علف سرشته كنم
كه آنچه بود ترا بود و
آنچه نيست، مراست

كابل ‌- حمل ١٣٦٥

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 7 ] [ رو نویسی : زینت نور ]

 

 

تا نقش روي و مويت بر لوح جان بر آرم
از آفتاب و باران رنگين كمان بر آرم
 
تا باد را بهاران از باغ بگذراند
ذكر ترا برنگي از گلستان بر آرم

تا دست ارغوان را لطف شكوفه بخشم
آيينه از رخ تو بر آستان بر آرم

با دستهاي عاشق با چشمهاي عاشق
چتر گل و بريشم زين خاكدان بر آرم

از بهر مقدم تو هر شام بر سر ره
مهتاب را برنگي دامن كشان بر آرم


بهار ‌ ١٣٦٩ هجري شمسي
قهار عاصي

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 23 ] [ رو نویسی : زینت نور ]

 

 

دل من

 
نه ترك يار نه ترك وطن كند دل من
نه كار مردم و ني كار من كند دل من

شبانه روي به كشمير راه بسپارد
سحر ز كابل خونين چمن كند دل من

نسيم و سوسه هاي سفر چو در زندش
زغصه باغچه بيت الحزن كند دل من

چو سر به ناله و زاريي گريه گاه كشد
فرشته را به غمش همسخن كند دل من

چو مطربان بريشم نفس غزل خوانند
نشيد نام و رانارون كند دل من

كابل ١٣٦٨ تابستان

[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 16 ] [ رو نویسی : زینت نور ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاصی! چگونه از خاطره ها فراموش شوی که اینجا هنوز ودیعه های در سفر با گل های سوری عشق تو خدا حافظ میكنند و كودكان هنوز سراغ خانه خورشید را میگیرند تا مادران گفته، گفته به زمستان و زاغ برسند. چگونه از خاطره ها فراموش شوی که جزیره هنوز در خونست؟ هنوز غزل، غم من و ما ست.عزیز!یاد تو و ترانه های به روایت بومی خودت بد رقم به رگ و ریشه غمهای این دیار پیوسته ؛ پیوستی.
امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک